محمد مطهری فرزند استاد شهید مطهری در گفتوگو با مهر گفت:دفاع كسی از نظام و رهبر انقلاب در قشر مردد منشأ اثر است كه بتواند در كنار حمایت مثلا انتقاد كند كه چرا با متهم اصلی كهریزك پست و مقام هم داده میشود؟ چرا از رسیدگی به حادثهای كه دل رهبری را خون كرد (حمله به كوی دانشگاه) خبری نشد؟ چرا برخی دستگیریها در ساعت 2 نیمه شب صورت میگیرد؟ مگر متهم مسلح بوده یا عملیات فتح المبین است كه از اصل غافلگیری و كلافه كردن طرف مقابل بهره گرفته میشود؟
- آن برادر ناشناختهای كه برای اینكه طرف را بشكند و كار بازجویی و اعتراف را آسان كند چنین تصمیمی میگیرد و به گمان خودش توطئه دشمن را خنثی میكند در واقع سربازانی برای جنگ نرم به دشمن هدیه میكند زیرا دختر ده سالهای كه ببیند پدرش را كه میتوانستند با یك تلفن احضار كنند یا لااقل صبح كه او مدرسه است ببرند نیمه شب میبرند كدورتش نسبت به نظام به این سادگی برطرف نمیشود و در طول هفتاد سال زندگی اش این نگاه منفی را به دیگران منتقل میكند. از طرف دیگر پخش خبر ساعت دستگیری هم خودش موجب تشویش اذهان بر علیه نظام و اضافه كردن بر قربانیان جنگ نرم میشود.
- در جوان امروز باید اعتماد لازم را نسبت به تحلیلهای درست از دستاوردهای انقلاب ایجاد كرد. این اعتماد ایجاد شدنی و یا حفظ شدنی نیست مگر اینكه در كنار تاكید بر دستاوردهای كم نظیر و گاهی بینظیر، به كاستیها هم اشاره شود. سیاه نمایی یأس آفرین است و سفید نمایی اعتمادسوز. تنها راه مؤثر واقع نمایی است.
- نظام ما مردم سالاری دینی است. این باعث میشود مردم به ویژه نسل جوان همیشه دو نوع مقایسه را خود به خود انجام دهند كه اولی از نوع معیار است و دومی از نوع چالش. اول اینكه هر كس عملكرد نظام را با معلوماتی كه از اسلام دارد مقایسه میكند. نباید بگذاریم از این جهت ابهامی ایجاد شود. مقایسه دومی كه جوان امروز دائما انجام میدهد با غرب است. در غرب مثلا متخلفان بزرگ مالی یا غیر مالی، دولتی یا غیر دولتی همیشه از رسوا شدن در رسانه ترس دارند در حالی كه در كشور ما چنین نیست و گاهی حتی پست جدید هم به یك متخلف میدهیم.
- برخی ممكن است بگویند هیچگاه نباید از هیچ امر مربوط به بیگانگان به ویژه غربیها حتی نحوه رانندگی آنها تعریف كرد. امام (ره) كه نماد ایستادگی در برابر غرب است در سخنرانی خود از رفتار كاندیدای ریاست جمهوری آمریكا در ترجیح منافع ملی بر منافع خود تمجید كردند. این امر كه از خودمان و نظام صرفا باید تجلیل و از مخالف فقط باید انتقاد كرد معلوم نیست از كجا آمده است.
- جنگ نرم جنگ تسخیر اذهان است و هیچ چیزی مانند ظلم، مردم را از نظام و انقلاب و امام و رهبری و روحانیت دور نمیكند و به تعبیری تعداد قربانیان جنگ نرم با نحوه اجرای عدالت به ویژه در امور سیاسی رابطه مستقیم دارد. به عنوان یك روحانی و نیز فرزند یكی از شهدا وظیفه خود دانستم كه فارغ از مسأله انتخابات نسبت به این بدرفتاریها كه نهایتا به نام اسلام تمام میشود روشنگری كنم. البته وقتی دیدم از این اعتراض غیرجناحی سوء استفاده جناحی صورت گرفت شخصا تصمیم گرفتم به نقدهایم ادامه ندهم.
- تردیدی نیست كه ظلم به نظام كه ظلم به دهها میلیون نفری است كه برای آن از جان مایه گذاشتهاند از ظلم به افراد بزرگتر است. ولی این را هم باید توجه داشت كه ظلم به نظام نتیجه اش لزوما قربانی شدن مردم در جنگ نرم نیست چون نظام، دستگاههای تبلیغی و امكانات فراوان برای دفاع از خود و تبیین مسائل در اختیار دارد، اما ظلم به مردم اگر با آن برخورد قانع كننده صورت نگیرد نتیجه اش هزاران و گاهی میلیونها قربانی در جنگ نرم و جنگ تسخیر اذهان است.
- به نظر من سی و یكمین سال انقلاب غمبارترین سال برای همه دوستداران انقلاب است. هرگز چنین اتحادی ـ گر چه ناپایدار ـ میان ضد انقلاب، از كوموله و منافق گرفته تا سلطنت طلب و تودهای بر علیه انقلاب نبوده و چنین به وجد نیامده بودند. خدای ناكرده اگر ضد انقلاب به قدرت برسد میان آقایان كروبی و شریعتمداری تفاوتی قائل نیست و هر دو را از یك دار خواهد آویخت.
- اینكه سران معترضان میگویند در اینجا بحث حق شخصی مطرح نیست كه بگذریم، مساله حق مردم است و به قول خودشان «بر سر پیمانی كه با مردم بسته ایم ایستاده ایم» در جواب باید گفت: برای این مردم، سرمایهای بالاتر از این انقلاب نیست. این چه نوع پیمان و میثاق با مردم است كه دارید بزرگترین سرمایه شان را از آنان میگیرید؟!
- یكی از عواملی كه نمیگذارد این افراد عملكرد غیر قابل دفاع خود را تصحیح كنند برخوردهای بولدوزری و غلط به ویژه در اوایل ماجرا توسط افراطیون با آنان بوده و كم كم آنها را به این نقطه رسانده است. گاهی دیده ایم اگر كسی انتقادی از نظام كند و یا مشكلی با نظام پیدا كند متاسفانه برخلاف فرمان هشت مادهای امام و نیز تأكید رهبر انقلاب بر جذب حداكثری، بنای اولیه بر رعایت انصاف و كمك به او در تبیین حرفش یا تصحیح اشتباهش و نهایتا جذب او نیست، بلكه یك دفعه از همه جهات مربوط و نامربوط مورد حمله قرار میگیرد. گاهی انتقادش تحریف میشود، مسائل راست یا دروغ خانوادگی اش رسانهای میشود، قوای عقلی اش زیر سوال میرود، پروندههای راست و دروغ او از پیش از انعقاد نطفه تا امروز افشا میشود و همسویی و بلكه ارتباطش با اسرائیل اثبات میشود. این نوع برخورد یك خدمت مجانی برای مشتری جمع كردن برای امثال بی.بی.سی است.
- هر گاه نگاه افراد و دستگاههای مرتبط به حاكمیت نگاهی به ویژه در مورد حقوق مردم منصفانه نباشد بر قربانیان جنگ نرم افزوده میشود.
- تكیه جامعه مدنی روی حقوق مردم است. آیا مكتبی بیش از اسلام به طور مستدل و معقول و متناسب، بر حقوق مردم تكیه كرده است؟ اگر در جوامع غربی حق انتقاد مردم از حكومت را به رسمیت میشناسند، امیرالمؤمنین در خطبه 34 بالاترش را میگوید یعنی انتقاد از خودش را كه معصوم است جزو «حق خود بر مردم» میداند. یعنی اگر مرا نصیحت - كه اعم از انتقاد است - نكنید صرفا این نیست كه از این حق استفاده نكرده اید بلكه به من جفا كرده اید. جالب اینكه حضرت قید میآورد كه این نصیحت باید هم در خفا و هم در پیش روی مردم انجام گیرد: (أمّا حقّی علیكم فالوفاء بالبیعة و النصیحة فی المشهد و المغیب).
- بسیاری از كسانی كه به آقای خاتمی رأی دادند سرخوردگان از ادبیات برخی مدافعان نظام بودند كه از آنها جز "نظام، نظام و نظام" چیزی نشنیده بودند. در لزوم حمایت تمام قامت از نظام تردیدی نیست اما با این نحو دفاع یكطرفه بسیاری فكر كردند حال كه در اسلام حقوق مردم بسیار فرعی است پس برویم از دستاوردهای غرب بهره ببریم! البته از مردم تجلیل زیاد شده، اما از حقوق آنان كمتر صحبت شده است.
- اگر دوست نداریم مفاهیم غربی در ذهنها حاكم شود باید برخوردهای تفكیكی وغربالی را جایگزین برخوردهای بولدوزری كنیم. در جای خود باید با قاطعیت رفتار شود اما در نظام اسلامی هیچ كس نباید ظلم ببیند.
- اینكه فكر كنیم صرفا با تبیین تئوریك اینكه «فرهنگ غرب، انسان محور است و فرهنگ اسلامی خدامحور»، دیگر فرهنگ غرب از تسخیر ذهن جوانان بازمی ماند اشتباه است. جوان اول باید حساسیت و التزام عملی گوینده سخن و نیز رسانههای منتسب به نظام به انصاف وعدالت درباره همه حتی نسبت به دشمنان را ـ كه یك دستور قرآنی است ـ بعینه ببیند. آن وقت است كه این تبیینها تأثیر خود را میگذارد.
- تبیین مسائل برای كسانی كه صد در صد دلبسته نظام و رهبر انقلاب هستند نیاز چندانی به خواص ندارد. نیاز به تبیین خواص عمدتا در مورد كسانی ضرورت مییابد كه به هر دلیل شبهاتی دارند. اما سؤال این است كه چه نوع خواص یا نخبگانی میتوانند بر این قشر از جامعه تأثیرگذار باشند؟
- به نظر من این وظیفه تنها از عهده كسانی برمی آید كه عدالت در كلامشان موج بزند و ضمن دفاع از نظام، انتقادات و نظرات خود را هم بتوانند مطرح كنند. متأسفانه برخی بخشهای خبری صدا و سیما و نیز برخی مطبوعات چنین تحملی ندارند. به محض اینكه این خواص به سخن درآیند آماج حمله قرار میگیرند كه چرا جمله بیست و هفتم شما شبیه جمله دوازدهم رادیو اسرائیل بود و بنابراین بی بصیرت و احیانا پیاده نظام دشمن هستید.
- امروز عدهای تعابیر رهبر انقلاب را تفسیر به رأی میكنند. مثلا چنین القا میكنند كه پرهیز از «دو پهلو» حرف زدن یعنی تمجید مطلق از جناح آنها و چشم بستن بر هرگونه كاستی و پرهیز از هرگونه انتقاد. اگر چنین است آیا وقتی رهبری فرمودند «جنایاتی صورت گرفت»، موضع ایشان دو پهلو شد؟! دو پهلو یعنی مبهم، نه دو جانبه.
- به صراحت میگویم كه بدون تبعیت از رهبر انقلاب نمیتوان انقلاب را از گردنهها عبور داد. اما شما ببینید افراطیون به خاطر همین چند انتقاد با همین مصاحبه چگونه برخورد میكنند. آن وقت خواهید فهمید خواص چرا ساكتند. (البته به نظر بنده تعریف خواص باید دقیق تر مطرح شود و من خود را جزو خواص نمیدانم). اگر هتاكان كنترل شوند بسیاری خواص به سخن میآیند.
- اگر بصیرت نیست نباید همیشه همه علت را در درون خواص جستجو كرد. بصیرت همیشه توصیه كردنی نیست، گاهی پدیدآوردنی است زیرا بعضا این عملكردهاست كه تشخیصها را عوض میكند.
- یك دلیل رفتار افراطیون این است كه ما «اخلاق دفاع از نظام» را تبیین نكردهایم. برخی افراد مخلص و آماده جان دادن برای نظام، بعضا نمیدانند كجا جای قاطعیت و كجا جای محبت است. فكر میكنند همیشه هر چه شدیدتر برخورد كنند به صواب نزدیكتر و مؤثرتر است.
- من با تعبیر «شعار ساختارشكن» موافق نیستم زیرا نوعی بزرگ كردن كار دشمنان است. البته دشمن قصدش ساختارشكنی است اما «ساختار» انقلاب و نظامی كه در دل میلیونها عاشق جان بركف، ریشه دارد با شعارهای یك عده خاص و معلوم الحال «شكسته» نمیشود. دشمن وقتی مثلا خمپاره رها میكند یكی از اهدافش شكستن روحیه است اما نباید خمپارهاش را «روحیه شكن» نامید. آن شعارها شعار ضد نظام و ضد ساختار است، نه ساختارشكن. تعبیر ساختارشكن، نوعی بزرگ نشان دادن تلاش مذبوحانه دشمنان برای نابودی اساس انقلاب و نظام را در خود دارد.