درخبرها ی این روزها كه برای من و امثال من همه اش خبرهای تلخی است مانند گرفتن ومحاكمه وصدور حكم زندان برای نخبگان سیاسی كشور و دوستان انقلابی و مسئولین دیروز و شاید فردا! و تعیین ضمانت های مالی كلان برای آنان كه خدا كند عقل وخرد گذشته های نه چندان دور! برما حاكم شود كه دست ازاین رویه های بی حاصل بر داریم تا شاید این آب رفته به جوی بازگردانیم! آمده بود كه دكترعلیرضا بهشتی استاد دانشگاه و فرزند شهید بهشتی را با پیژامه زندان ودمپایی پلاستیكی به بازپرسی دادستانی انقلاب برده اند! درحالی كه تصاویر پدر شهیدش بر در ودیوار آنجا خودنمایی می كرده است!
بیت شهید بهشتی هم اعلام كرده كه هنوزكسی از بیت و خانواده،و حتی وكیل دكتربهشتی هم به دلیل عدم دسترسی به پرونده او از كم وكیف ماجرا با خبر نیست!
این درحالی است كه دكتر بهشتی با دویست میلیون تومان وثیقه نقد!! از زندان آزاد شده بود وبا استفاده از این موهبتی كه جناب قاضی از رأی خود راضی وسرمست از این بازی! به اومرحمت كرده بود! به فرزندان این مملكت در دانشگاه در مقطع فوق لیسانس ودكترا درس می داد!
قرآن كریم شهدا را زنده می نامد و یاد شهید بهشتی از همه زنده ها زنده تراست. درروایات متعددی هم به این مطلب اشاره شده كه به اموات مؤمنین اذن داده می شود تا به نشئه دنیا بازگردند وحال واحوال بستگان وخویشان خود را ببینند.
دست دوستان اطلاعاتی وامنیتی وقضایی و... دردنكند كه زحمت كشیدند و باعث شدند شهید بهشتی در این ماهها و روزها چند بار به اوین تشریف برده و با پاره تن خود علیرضا كه او را مانند جان گرامی می داشت دیدارداشته باشد!
امروز نماز صبح راكه خواندم این خبر و مطالب پیرامون آن فكر مرا خیلی بخود مشغول كرد.
دیشب هم كه در مراسم روضه ای كه بودیم كه به مناسبت عزای حضرت رقیه (ص) دختر كوچك امام حسین كه شهادتش جان و دل زینب سلام الله علیها را گداخت برپاشده بود و درآن آقا كمال تنها فرزند پسر شهید رجایی هم تشریف داشت و چقدر از دیدن او خوشحال شدم بعضی از دوستان از من می خواستند باز در نقد دستگیری بی حاصل زندانیان این روزها وماهها وادامه زندان بی حاصل ترشان !مانند دكترعلیرضا بهشتی و بهزاد نبوی وتاجزاده ومیردامادی و ایزدی و... یادداشتی وتذكاری بنویسم شاید تنبهی به دوستان دادستانی وغیردادستانی! باشد كه دوستان:
باوركنید این راه كه ثمری جز هزینه كردن آبرو وجاهت نظام نداشته وندارد حتی به تركستان هم ختم نمی شود !
باور كنید امثال بهزاد و مصطفی وعلیرضا و دیگران با زندان تغییر رویه و نظریه نمی دهند هر چند برهان قاطع زندان! در كار باشد!
باور كنید رویه ونظریه آنها را حتی رژیم ستمگر و جبار و وابسته ای مانند رژیم مقبور پهلوی نتوانست تغییر بدهد!این رژیم كه انشاءالله رحمانی است!
شما ها! مگراز رویه زندان درمانی وحبس نخبگان خودی تاكنون چه دستاوردی عاید نظام كرده اید كه این چنین شتابان به آن ادامه می دهید؟ اگر دستاوردی داشته اید لطفا ارائه كنید؟
شماها! مگر با زدن اتهامهایی كه زن جوان مرده را بخنده وا می دارد مانند ارتباط موسوی با سفارت انگلیس! سر مقاله كیهان درباره اینكه موسوی و طرفدارانش برای اینكه سلاح مظلومیتی در دست داشته باشند خواهرزاده او را كشته اند تا این عمل را به حساب نظام بگذارند ! واظهارات یكی از مسئولان مؤتلفه كه شهید دكتر علی محمدی را حلقه پنجم یاران موسوی به شهادت رسانده اند و... راه به كجا برده و می برید؟
شماها ! قدری تأمل كنید. برای لحظاتی بر خود مسلط شوید و دست از كار بكشید ولختی به سرنوشت تند روان و حرمت شكنانی مانند مرتضوی بنگرید واز فرجام دنیوی آنان عبرت بگیرید .
چند روز پیش كه با پدر شهید مظلوم روح الامینی صحبت می كردم و از اوپرسیدم پیگیری هایتان در مورد شهدای كهریزك به كجا رسیده ؟ گفت با دلگرمی كه رهبری در این قضیه به او و خانواده های قربانیان در احقاق حق شهدایشان داده پرونده چهار شهید كهریزك را با جدیت دنبال كرده و می كند واز اینكه رییس جدید قضا حاضرنشده به مرتضوی - كه خوشبختانه والبته كمی دیر! روز به روز انگشت های اتهام بیشتر از پیش متوجه اوشده ومی شود كه نمونه آن را درگزارش كمیته تحقیق مجلس درباره جنایاتی كه دركهریزك روی داده به مجلس شورای اسلامی دیدیم- پست وسمتی قضایی بدهد اظهار امیدواری خاصی می كرد .
شما ها ! كه چنان عرصه را بر منتقدین تنگ كرده و می كنید كه مدام آنها را حتی اگر باحكم قاضی با وثیقه از زندان آزادشده باشند به زندان و بازپرسی مجدد می برید ومی آورید وبرای مرخصی چند روزه آنها - كه در گذشته ای نه چندان دور از مدیران كشور ونظام و از نمایندگان مجلس و... بودند- رقمهای كلان چند صدمیلیونی ضمانت! مطالبه می كنید چه راهی جز ترك كشور برای امثال آنان باقی گذاشته اید كه خارج نشستن آنها را به ریشخند و تمسخرگرفته اید؟ توگویی خارج زمین خدا نیست و ملك طلق شیطان است!وسكونت در آن البته فقط برای منتقدین! جرم وگناهی بدتر از ارتداد است!
شماها! در داخل كشور چه امكان رسانه ای برای منتقدین باقی گذاشته اید تا آنان مجبور نشوند برای انتقال حرفها ومواضع خود به سوی بی بی سی كه دشمنی آشكار او در دوران انقلاب با نهضت انقلاب و امام و مردم بر اهل رسانه مخفی نیست نروند؟
در دوران انقلاب خود از این رسانه قطعا امپریالیستی- كه متأسفانه عملكرد ضرغامی و یارانش مردم را روز به روز بیشتر به سوی بی بی سی سوق می دهد وكاش كسی دادخواستی دراین زمینه می داد وضرغامی رابه این جرم نابخشودنی كه پای بی بی سی را به بیشتر خانه ها بازكرده است به محاكمه می كشید- شنیدم در دوره ای كه امام در پاریس در مصاحبه باخبرنگاران خارجی هر روز وهر ساعت به تبیین ابعاد حكومت جمهوری اسلامی می پرداخت، بی بی سی درنهایت شیطنت چنین می گفت : حكومت موهومی خمینی! و در دوران سخت روزهای آغازین جنگ كه دشمنان این ملك وملت با تصورات واهی به نابودی ایران مهدوی وعلوی و محمدی وحسینی می اندیشیدند شنیدم كه می گفت" اكنون چنین به نظر می رسد كه حكومت آیت الله خمینی به مویی بند است!!
من البته حساب اكبرگنجی را از بقیه دوستان خارج نشین جدا می دانم كه خوشبختانه همه آنها پس از اظهارات سخیف وبی مقدار او از این گفته های شرم آوراواظهاربرائت نمودند. جالب اینكه رسانه ضرغامی! در كنار محكومیت سخنان گنجی ، محكومیت سخنان او توسط مهاجرانی وسروش وكدیور و... را هم به باد سخره ومسخره گرفت.
من سخنگوی این دوستان نیستم اما از مسئولان رسانه ضرغامی كه در بعضی از آنها جوی از انصاف و حریت نمی بینم می پرسم اینها چه باید بكنند كه مقبول طبع بلند!! شما افتد؟ اگرحرفهای اصغر!گنجی را محكوم كنند مسخره می شوند كه به جان هم افتاده اند و اگر تایید كنند متهم می شوند كه دین به دنیای دیگران فروخته اند!
گیرم معیار دین در نزد بعضی چنان پایین آمده باشد كه دیگر در حرف وعملشان رنگ وجلوه ونمودی از آن دیده نشود ولی همانگونه كه امام حسین حریت را از سپاه پست كوفه كه قصد حمله به خیمه گاه بی پناه او راداشتند مطالبه می كرد وآنها را به اجابت ندای وجدان شان فرامی خواند، آیا نباید مردانگی وحریت وانصاف را از بعضی آقایان كه این رفتارها راازخود نشان می دهند سراغ گرفت؟
گنجی به این دلیل از بقیه جداست كه بیانات سخیف او درباره امام زمان وائمه در بی بی سی نشان داد سالهای زندان در داخل و غربت در خارج چنان بالانس وتعادل روحی وفكری این عضو عقیدتی! سپاه پاسداران در دهه شصت و وابسته فرهنگی ایران درخارج در دهه هفتاد! را بهم زده كه در اعتقاد جدید خود درباره مولای عالم وجود، امام زمان روحی لتراب مقدمه الفداء چندان فاصله ای با غیرشیعیان وغیرمسلمین ندارد.كه البته از ته دل امیدوارم او از این سخنان واعتقاد كه از سر نا آگاهی است برگردد وعذر تقصیر به پیشگاه ائمه آورد.
مضحك اینكه در كنارهمین تاختن بعضی اصولگراها به خارج نشینها كسی كه نزدیك به چند دهه است شهروند آمریكای عزیز! است و شهرت مولانایی داشته و دارد و درمراكز علمی رسانه ای آنجا مسئولیت و مقام وتدریس دارد به عنوان مشاور بیخ گوش رئیس دولت نشسته است كه اگر این ذنب لایغفر را خاتمی ودیگران مرتكب می شدند وپاسپورت آمریكا و افتخار شهروندی دوگانه ایران وآمریكا داشتند خیابان ها از كفن پوشان بند می آمد!
اشتباه نشود من منكر حضور ایرانیان عزیزساكن خارج در ایران وفعالیتهای آنان درجهت خدمت به كشور وملتشان نیستم.اما بحث از سرغاز بودن مرغ همسایه است!
و بمیرم برای آقای مهندس موسوی كه مانده است به چه زبانی به امثال گنجی وگنجی های داخل كه شعار جمهوری ایرانی سرمی دهند بگوید ما را به خیرشما امیدی نیست شرمرسانید!
البته همه می دانیم ومی دانند كه یكی از مشكلات موسوی همین تندروی ها بنام طرفداری از اوست.
واقعیت این است كه عده ای دراین جنبش مدنی همراه شده اند تا ازاین زمینه فراهم شده استفاده كرده وحرف خود رابزنند وگاه عقده های خود كه ممكن است بعضا بحق هم باشد و جا ومجالی قانونی برای طرح آنان نداشته اند را خالی كنند.
مشكل آنان كه مردمند و از مردمند نیستند. مشكل كسانی اند كه راه عمل به قانون را نادیده می گیرند ومردم را ناچار به اتخاذ راه های مغایر قانون می نمایند.
تاریخ به ما می آموزد هرگز مشكل ساز نمی تواند مشكل را حل نماید! او مشكل را مشكل نمی بیند و برتولید آن پافشاری می كند. گره كار به دست قانون است.