
بگذارید مشایی همه حرفهایش رابزند!
دكتر غلامعلی رجائی
این روزها در كنار دهها مساله ریز ودرشت مملكت در اینجا وآنجا، بحث برخی از رسانه ها ومجامع دینی كشور درباره سخنان بی پایه وموهن اسفندیار خان! مشایی در مورد مشكلاتی است كه جوامع بشری در اثربی مدیریتی پیامبرانی مانند نوح بدانها دچار شده اند!.
در خبرهای دیروزآمده بو دجامعه وعاظ تهران وبعضی از شخصیتهای روحانی به میدان نقد وتخطئه این سخنان آمده و بعضی در موضعگیری های خود با لحن تندتری با این مساله برخورد كرده اند.
با این روندی كه دارد پیش می رود قطعا ائمه جمعه وجماعت شهرهای مختلف كشور هم در خطبه های نمازجمعه این هفته به محكومیت سخنان اخیر ایدئولوگ دولت !خواهند پرداخت.
دراین میان ومیانه ! علاوه بر كفن پوشان فعال دوره خاتمی وساكت این روزها!هنوز نه ازموضعگیری آقای احمدی نژاد در این باره خبری هست ونه از كسانی مانند معلم اخلاق دولت!ونه از كسانی مانندآقای مصباح ونشریه پرتو او .
شاید در این زمینه از احمدی نژاد به دلیل شیداییش به مشایی نباید توقع چندانی داشت ولی سكوت معلم اخلاق دولت مرتضی آقاتهرانی كه از اهالی اطراف اصفهان است و نان دین خورده است وآنگونه كه در نوشته های تبلیغاتی اش در انتخابات مجلس تهران به مردم اعلام كرد به بركت وجوهات موسسه جناب مصباح مدرك فوق لیسانس خود را آن هم دررشته فلسفه ! از دانشگاه بینگ همتن نیویورك درامریكا گرفته و كارشناسی ارشد دیگری را باز هم درخارج واین بار از دانشگاه مك گیل مونت رئال در كانادا گرفته ودوباره قبول زحمت و رنج سفرنموده وبه امریكا مهاجرت كرده وبه نیویورك قدم گذاشته و از همان دانشگاه بینگ همتن نیویورك در رشته فلسفه وعرفان !!مدرك دكترا گرفته است! چه رمز وراز ومعنایی دارد بر ما معلوم نیست!
در خبرها آمده بود جوانفكر مشاور رسانه ای احمدی نژاد در جلسه جامعه وعاظ تهران تلویحا ازنظرات مشایی دفاع كرده ونظرات او را در هتك منزلت پیامبران ناشی از سوء نیت وی ندانسته است.
بعضی دیگر كه از سر بغضی كه به اصلاح طلبها دارند هنوز دل در گرو احمدی نژاد دارند در مقابل این اظهارات مشایی سرافكنده هستند.
یكی از اینها كه معمولا تا ذریه بعضی اصلاح طلبها رامی كاود! تا سند ومدركی دال بر وابستگی آنها به سفارت یكی از كشورهامانند انگلیس وامریكا پیدا كندد و با آن جناح رقیب رابكوبد !همین حسین شریعتمداری است كه دیشب در برنامه روبه فردا كه از شبكه 3 پخش می شد ومن قسمت پایانی آن را دیدم در برابرسوال با كنایه كواكبیان از وی با این تعبیركه چرا او در مورد این اظهارات رییس دفتر كسی كه نمی خواهد اسمی از او ببرد! – مشایی واحمدی نژاد - سخنی نمی گوید تنها سرش رابه پایین انداخت وهیچ نگفت كه معلوم بود از خجلت! سردر جیب تفكر فروبرده است!
كسی هم مانند سلیمی نمین به رسانه ها توصیه كرده بدلیل بی اهمیت بودن اینگونه سخنان اصلا متعرض طرح چنین حرفهایی از چنان آدمهایی نشوند.!
بعضی ها هم می پرسند كه چرا جامعه مدرسین وجامعه روحانیت مبارزتهران مشایی را احضار نمی كنند وبه او اخطار وهشدارلازم رانمی دهند؟
تا این لحظه هم از گیرهای رسانه ضرغامی وبویؤه از برنامه 30/20 آن كه برای مسائل پیش وپا افتاده اصلاح طلبان با آب وتاب هر چه تمامتر به میدان آمده ومی آید دراین باره خبری نیست كه نیست!
من مشایی را یك مسلمان می دانم وهنوز باورم نمی آید یك مسلمان آنهم كسی مانند او كه روزی وروزگاری از اعضای سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات بوده وچند صباحی را هم در جبهه سپری كرده برخلاف اعتقاد شخصی خود اینگونه حرفها رابه زبان بیاورد اما اینكه ایشان بر اساس چه اهدافی هر از چند گاهی به دلیل برخورداری اش از تریبونهای مفت ومجانی كشوركه به دلیل مسولیتهای! مهم دولتی اش در اختیار او قرار گرفته ومی گیرد این حرفها رامی زند وجامعه را متلا طم می كند عاقلان دانند!
بنظر می رسد اكنون بیشتر از گذشته پاسخ به این پرسش كه رهبری چه در مشایی دید كه احمدی نژاد را از واگذاری پست مهم معاون اولی ریاست جمهوری و پستهای كلیدی به او باقید عدم مصلحت بر حذر داشت روشن شده باشد.
اگر چه این دولت اسرار مگوی زایدی دارد كه گاهی از پرده بیرون افتاده و می افتند و باید در انتظار طرح وشنیدنشان بود اما من بر خلاف كسانی كه این روزها از طرح مطالب مشایی در هتك منزلت پیامبران برآشفته شده ومی شوند ضمن تعظیم وخضوع دربرابر این حس غیرت دینی آنان براین باورم واز آنان خواهش واستدعا دارم كه قدری دندان بر جگر بگذارند وصبر پیشه كنند و به اسفندیار خان مشایی فرصت بدهند تا بقیه منویات وتفكرات وتشعشعات فكری خودرا بر زبان بیاورد.