ستاد مردمی استقبال خودجوش از دكتر احمدینژاد ازسازماندهی صد هزار نفره خبر داده بود.تعداد استقبال كنندگان كه از مسیر به ورزشگاه منتقل شدند، كاهش محسوسی نسبت به قبل از انتخابات داشت و ورزشگاه 30 هزار نفری تختی میزبان كمتر از 15 هزار نفر بود.

در حالیكه هواداران جنبش سبز، دلیل اصلی كاهش شدید استقبال مردمی از دكتر احمدینژاد در سفرهای استانی را حوادث بعد از انتخابات تلقی میكنند، بررسیهای خبرنگار «آینده» نشان میدهد كه عامل اصلی این افت استقبال، سیاسی نیست.
به گزارش خبرنگار «آینده»، در سفرهای استانی دولت نهم به ویژه دو سال نخست و شش ماه پایانی، حضور مردم در استقبال از دكتر احمدینژاد در اكثر سفرها پررنگ بود و تعداد استقبال كنندگان برحسب جمعیت استان و شرایط آبوهوایی، فرهنگی و زمانی بین 50 تا 200 هزار نفر برآورد میشد. اما در سفرهای اخیر بعد از انتخابات، این استقبال به شدت كاهش پیدا كرده است، به طوری كه سفر دكتر احمدینژاد به مشهد مقدس با وجود همزمانی با میلاد امام رضا(ع) و محل و ساعت سخنرانی كه مقارن با نماز در حرم مطهر پیشبینی شده بود، استقبال به شدت نسبت به قبل از انتخابات كاهش پیدا كرد و اكثر مستمعین كه حدود 20 هزار نفر بودند، از محل استقبال از قبل تعیین شده در میدان 15 خرداد، به صحن جامع رضوی منتقل شدند.
در سفر استانی به تبریز به رغم باران ملایم، شرایط آبوهوایی بسیار بهتر از شرایط سفر رهبری به چالوس بود، اما استقبال به شدت كاهش یافت و به رغم آنكه ستاد مردمی استقبال خودجوش از دكتر احمدینژاد تشكیل شده و این ستاد از سازماندهی صد هزار نفره برای استقبال از دكتر احمدینژاد خبر داده بود. تعداد استقبال كنندگان كه از طول مسیر به ورزشگاه منتقل شدند، كاهش محسوسی نسبت به ایام قبل از انتخابات داشت. به نحوی كه ورزشگاه 30 هزار نفری تختی تنها میزبان حدود 15 هزار نفر بود كه با وجود عدم تراكم اضافی حتی زمین چمن 100*64 متری ورزشگاه تختی را هم پر نكردند و سكوهای ورزشگاه نیز خالی ماند.
اگرچه هواداران موج سبز تلاش دارند این كاهش محسوس را ناشی از حوادث بعد از انتخابات و عدم مشروع دانستن دولت توسط مردم معرفی كنند، اما بررسیهای خبرنگار آینده نشان میدهد كه دلیل اصلی این كاهش استقبال سیاسی نبوده و بیشتر ناشی از دو عامل، ناكارآمدی سفرهای استانی در حل مشكلات معیشتی مردم و آزردگی طیفهای بسیجی و متدین از مواضع دكتر احمدینژاد نسبت به مراجع تقلید و رهبر انقلاب است.
سفرهای استانی دور نخست در حالی انجام میشد كه با تبلیغات غیرطبیعی صداوسیما و مسئولان دولتی، اینگونه به افكار عمومی القا میشد كه حضور در مراسم استقبال و ارائه نامه به دكتر احمدینژاد منجر به حل مشكل اشتغال، ازدواج، مسكن و... میگردد؛ اما با سرازیر شدن میلیونها نامه در سفرهای استانی و عدم توانایی دولت برای حل مشكلات گسترده، این امید در افكار عمومی به یأس تبدیل شده، به ویژه آنكه با برچیدن سیستم دریافت نامه و اداره رسیدگی به آنان، برخی اقشار محروم حامی دكتر احمدی نژاد دچار نوعی سرخوردگی شدهاند.
از سوی دیگر عملكرد دكتر احمدینژاد پس از انتخابات به ویژه، موضوع انتصاب اسفندیار رحیممشایی و وزرای زن كه به نوعی كمتوجهی به دیدگاهها و توصیههای مراجع تقلید و رهبر انقلاب بوده است، موجب رنجش و كمانگیزه شدن اقشار متدین و بسیجی برای سازماندهی و شركت گسترده در استقبال از سفرهای استانی دكتر احمدینژاد شده است.
در این شرایط، با توجه به آنكه بخش عمده مصوبات سفرهای استانی دور اول و دوم هنوز به نتیجه نرسیده است، به نظر میرسد دولت دهم بهتر است به جای شتاب در برگزاری دور سوم سفرهای استانی كه با هزینههای سنگینی همراه است تدبیری برای عمل به وعدههای سفرهای اول و دوم و حل مشكلات مردم بیاندیشد.