سكوت در حسینیه مدرسه حكمفرما بود. خرداد 88 بود و ایام انتخابات و حرف های تند و نَقلهای دروغ، نُقل مجالس و متاسفانه در بین برخی طلاب و حاج آقا از این اوضاع ناراحت..مدرسه ای كه بخواهد یك مشت انسان لجوج ، پرخاشگر و متعصب تربیت كند كه نتوانند با هم دو كلمه حرف بزنند چه ارزشی دارد؟

در پی انتشار برخی مطالب در خصوص شاگردان آیت الله مصباح یزدی، آقای موسوی از حوزه علمیه قم به روایت سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین طباطبایی،یكی از شاگردان برجسته آیت الله مصباح پرداخته است:
حاج آقای طباطبایی (حجت الاسلام و المسلمین سید محمدرضا طباطبایی،مدیر جامعه الزهراء و مدرسه علمیه شهیدین(حقانی سابق)) از روی كتاب"شریعتی در مسیر شدن" از شهید مظلوم آیت الله بهشتی (ره) می خواند و سكوت در حسینیه مدرسه حكمفرما بود. خرداد 88 بود و ایام انتخابات و حرف های تند و نَقلهای دروغ، نُقل مجالس و متاسفانه در بین برخی طلاب و حاج آقا كه مثل همیشه در زمان انتخابات آمادگی خود را برای گفتگو اعلام كرده بود، از این اوضاع ناراحت. از روی كتاب ، پیاده شده صحبت های شهید بهشتی (ره) در جمع طلاب مدرسه حقانی را می خواند و می گفت كه خود در آن جلسه حضور داشته است.
قضیه از آنجا شروع می شود كه یكی از اساتید مدرسه (آیت الله مصباح) در كلاس درس ، انتقادات تندی علیه دكتر شریعتی مطرح می كنند و طلاب از آیت الله بهشتی می خواهند كه نظر خود را درباره این انتقادات بیان نمایند. ایشان بعد از بررسی جوانب قضیه، اشكالات ایشان را وارد ندانسته و در دو جلسه به صحبت در این موضوع پرداخته و ضمن بحث علمی در مورد این انتقادات ، از برخورد ایشان و بعضی طلاب انتقاد می كنند.
از قرائن حالیه و مقالیه برمی آید كه حضرت ایشان (آیت الله مصباح) بر روش و منش خویش محكم! ایستاده اند.( فقط كافی است صحبت های منتشره ایشان را شنیده ، سری به برنامه های موسسه باشكوه ایشان زده و نیم نگاهی به نگاه دانش آموختگان آنجا داشته باشیم)
و این جملات آیت الله بهشتی است در جمع طلاب مدرسه حقانی و برگرفته از كتاب "شریعتی در مسیر شدن" (چاپ بنیاد نشر آثار و اندیشه های آیت الله شهید بهشتی، تهران، 1378):
...بنابراین ، من این نقد را با جمیع جوانبش بر این بخش از نوشته ها وارد نیافتم. نتیجه گیری كنیم. من مكرر به جناب آقای مصباح هم گفته ام . گفته ام دوست عزیز ، چرا این بحث هایی كه احتیاج به رسیدگی بیشتر دارد باید اینطور مطرح شود؟ ...بحث من در اینجا بحث جناب آقای مصباح نیست. بحث من در اینجا با شما طلاب است . به ایشان هم در این ده – پانزده روز قبل عرض كردم . گفتم آقا! بحث ، بحث روش تربیتی مدرسه است ... شما طلاب مدرسه نمی توانید با این اسلوب بار بیایید وگرنه لااقل بنده نمی توانم در چنین مدرسه ای ذره ای در كارها سهیم باشم.
مدرسه ای كه بخواهد یك مشت انسان لجوج ، پرخاشگر بی جا و متعصب تربیت كند، نتوانند با هم دو كلمه حرف بزنند چه ارزشی دارد؟ در این صورت جه خدمتی به اسلام و به حق كرده اند؟ به چه انگیزه ای ؟... من می گویم شرط اول خدمت در مدرسه این است كه انسان منصف ، اسلام انصاف آور ، تشیع انصاف آور در مدرسه پا بگیرد. برخورد باید منصفانه ،منطقی ، آرام، متین، روشنگر، امكان فكر گسترده دادن ، باشد. تحجر، تعصب، جمود، مطالب را زود در چارچوب های محدود آوردن و تاختن ، هرگز نمی تواند آهنگ تربیت مدرسه باشد.
اگر هست ، بنده از این مدرسه نیستم. اگر چنین چیزی در مدرسه هست ، رفقای ما اعلام بفرمایند كه رسالتش این است ، مطمئن باشید آخرین دیدارمان با شما به عنوان مدرسه خواهد بود. ما می خواهیم انسان جستجوگر بار بیاوریم كه در پی شناخت حق باشد. شما آقایان چگونه معارف فعلی خودتان را برای شناخت حق در تمام جزئیاتش آنقدر بالغ می دانید كه اینقدر به هم پرخاش می كنید؟! شنیده ام شما رفقا به هم پرخاش می كنید. اصلا ولنگاری می كنید. كِی ولنگاری راه آوردن انسانها به حق است كه شما از حربه ولنگاری استفاده می كنید؟
ملاحظه میكنید ، من نمی گویم این مطلب را چون خودم گفته ام درست است. چنین چیزی نمی گویم. ولی این مطلب در حدودی هم كه من گفتم ،قابل طرح است. چرا باید مسئله ای كه لااقل میان من و جناب آقای مصباح به صورت دو برداشت قابل طرح است به این شكل درآید ؟ همین طور متقابلا من نیز نباید این كار را بكنم. نمی گویم كه فقط آقای مصباح نباید این كار را بكنند، من هم نباید این كار را بكنم. مدرسه جای برخورد سالم آراء و افكار است و از هر آهنگ و شیوه ای كه بخواهد به سلامت برخورد آراء و افكار لطمه بزند بشدت جلوگیری می شود. خوب دقت كنید این شعار ماست: مدرسه جای برخورد سالم آراء و افكار است....
موضع من در برابر دكتر شریعتی و كارهای او موضع بهره برداری صحیح است، نه لگدكوب كردن ، نه لجن مال كردن و نه ستایش كردن و بالابردن. بلكه حسن استفاده از سرمایه ای در خدمت هدفی ، با روشنگریِ بدون كمترین محافظه كاری برای تمام نقطه های ضعف او... من با صراحت به جناب آقای مصباح اعلام كردم ، جناب آقای مصباح ! اجمالا به شما بگویم ، من در برابر دكتر شریعتی نقد سالم و سازنده خواهم داشت...البته شما حق ندارید همه مطالب دكتر شریعتی را برای همه مردم نقل كنید و خوراك فكری جوان های ما قرار بدهید. چنین حقی ندارید چون خطا خیلی زیاد است ...
اما موضع گیری جنجالی و جنجال آفرین و تحریك دار ،كه با شدت و حدّت همراه است ،به نظر من با توجه به مجموع جوانب مختلف مربوط به این بحث و این شخص و این عصر ،نتیجه عكس دارد .این نوع موضع گیری ها بسیاری از افراد را به یاد چماق های تكفیری می اندازد كه در تاریخ درباره عصر تفتیش عقائد كلیسا و قرون وسطی خوانده اند و موجب می شود كه زمینه های مثبت و ارزنده ی هدایت نسل جوان كه امروز در دسترس دوستان علاقه مند قرار گرقته ، تباه شود و به زمینه های ضد تبدیل شود...
جناب آقای مصباح در بحثی كه با ایشان كردم فرمودند من به عنوان اتمام حجت می گویم . گفتم برادر، اتمام حجت چیست؟! قبل از اتمام حجت، هدایت مطرح است. اگر هدایت آسیب دید چه اتمام حجّتی؟ من به عنوان یك فرد كارشناس این فن می گویم. اگر قرار است در روحانیت كسی به عنوان صاحب نظر در مسائل مربوط به نسل جوانِ درس خوانده در ارتباط با مذهب نام برده شود ، لااقل من كه یكی از آنها هستم. عمرم را در این راه گذراندم. من به عنوان كارشناس صاحبنظر این فن می گویم این خطرناك است. "اتمام حجت" چیست ؟! می گویم این، تمام رشته های این سی- چهل سال را پنبه می كند. اتمام حجّت یعنی چه؟
چه كسی گفته است اگر ما با بیان روشنگر ، نقطه های انحرافی را بیان كنیم كافی نیست ؟ طول می كشد؟ طول بكشد. كار مفیدِ طولانی بهتر است یا كار پر خطر فوری؟ كدام یك؟ ...