كد خبر: 13447
تاريخ انتشار: 10 مهر 1388 ساعت 19:33
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان

منافقین جدید چه كسانی هستند؟

فواد صادقی

«لا اعبد ما تعبدون و لا انتم عابدون ما اعبد»

دستور خداوند به پیامبر اكرم (ص) برای ایجاد مرز روشن اعتقادی میان خود و مشركان كه در پایان با عبارت صریح «لكم دینكم و لی دین» همراه می شود، به خوبی ضرورت مرزبندی میان خودی و غیرخودی را در جامعه اسلامی آشكار می كند. خودی و غیرخودی كه معیار آن توحید است و پایبندی به اصول دین.

ناگفته هویداست ضرورت این مرزبندی نه فقط در برهه ای خاص و در برابر قشری مخصوص است و در همه زمان ها و همه جوامع، باید به خوبی میان موحدان و مشركان، مومنان و كافران، این تفكیك در ظاهر و باطن صورت گیرد و دقیقاً به همین دلیل است كه در قرآن كریم میزان حساسیت و هشداری كه نسبت به منافقین به چشم می خورد و حتی درباره كافران و مشركان نیز به این شدت دیده نمی شود. چرا كه منافقان مرزبندی روشنی در اصول اعتقادات خود یا ظاهر و باطن و قول و عملشان به چشم نمی خورد.

منافقان به تعبیر قرآن كریم، به زبان به خداوند اعتقاد دارند، اما در دل بی اعتقادند، در علنی و عموم با مومنین همراه هستند، اما در خلوت علیه آنانند، گاه اطاعت از خدا و رسول(ص) را اظهار می كنند و گاه در عمل از دستورات و احكام دینی سرپیچی می كنند و در یك كلام، منافقان مرزبندی روشن در جامعه را دچار ابهام می كنند و به همین دلیل است كه از آن رأفت و رحمت الهی و اسلامی كه شامل مومنان و در انتظار گناهكاران است، بی بهره اند.

البته توجه به این نكته لازم است كه مقصود، از نفاق در این نوشتار، نفاق در حوزه فقه و حقوق است. نه اخلاق، و الا شاید بتوان گفت از نظر اخلاقی هر كس كه حتی گناه صغیره مرتكب می شود نیز بخشی از شرك و نفاق را داراست، چرا كه هرگونه مخالفت با امر مولا، نشانه ضعف ایمان و جنبه ای از شرك است.

شاید نیاز به یادآوری این نكته نیز نباشد كه ارتكاب گناه معاصی كبیره هرگز به معنای ورود به عرصه نفاق نیست، نفاق حوزه ای عقیدتی است كه البته آثاری در عمل نیز دارد و به همین دلیل است كه در كنار دعوت الهی به تمامی گنهكاران از جمله زناكاران، شرابخواران و اهل معصیت برای بازگشت به دامن توبه، قرآن كریم در سوره توبه تصریح می كند كه حتی در صورت رضایت مومنان از منافقان، خدا از آن ها راضی نخواهد شد.

اما حوادث سال های اخیر موجب شده است تا یك جریان خاص سیاسی خود را متولی منافق و مومن كرده و بر حسب مقتضیات و منافع روزمره خود، دیگران را به نفاق متهم كنند و طبعاً برای تنوع و تفكیك، از انواع القا نظیر منافق جدید و قدیم، منافق ظاهر و پنهان و منافق جلی و خفی استفاده می كنند.

بر همین اساس، به نظر می رسد برای تبیین پدیده نفاق، نیاز به اصول و معیارهای مشخصی است كه افراد خود را با آن ها بسنجند و در صورت لزوم، دیگران را نیز با آن ها تطبیق بدهند، نه آن كه خود مرجع و معیار تشخیص نفاق و منافق باشند.

بر این اساس می توان از تصریحات قرآن كریم معیارهای نفاق را استخراج كرد:

1.    عدم اعتقاد به خدا: منافقین بر خلاف آنچه كه می گویند، به خداوند اعتقاد راسخی ندارند و بر همین اساس به احكام دینی تنها به مصلحت پای بندند، در ظاهر و محیط عموم متدینند و در خلوت و حریم خصوصی مشرك. در حضور مومنان خداوند را تكریم می كنند و در محافل خود به تمسخر می گیرند، بنابراین ریا یكی از خصوصیات بارز منافقین است، البته نه به آن معنا كه هر كس ریاكار است، منافق عقیدتی است، بلكه ریاكاری یكی از مراتب عملی و خصوصیات منافقین است.

2.    افراط در تظاهر: منافقین به جهت تقویت جایگاه خود و جلوگیری از نمایان شدن نیت واقعیشان، به مقدس مابی می پردازند.

3.    عدم تقوی: تصریح قرآن كریم در آیه 108 سوره توبه در معرفی بانیان مسجد ضرار بر عدم تقوی و تجاوز آن ها از حدود الهی استوار است، كسانی كه به تقوای الهی پایبند نیستند و از حریم ها به آسانی گذر می كنند.

4.    تلاش برای كسب یا حفظ قدرت: منافقین به جهت آن كه عمیقا به جهان آخرت و پاداش و عقوبت اعتقادی ندارند، همه همت خود را صرف دنیا كرده و بر آن هستند كه اگر به قدرت نرسیده اند، آن را به دست آورند و اگر در قدرت هستند، آن را حفظ كنند، بنابراین تلاش برای كسب قدرت یكی از ویژگی های منافقین محسوب می شود.

از این دست می توان به معیارهای دیگری نیز اشاره كرد، اكنون پرسش اینجاست كه اگر این گونه معیارها مبنا باشد، آیا می توان به راحتی هر شخصی را به نفاق متهم كرد؟

در سال های آغازین انقلاب اسلامی گروه های ماركسیستی كه تظاهر به اسلام می كردند، به ویژه سازمان مجاهدین خلق كه عملاً در سال 1354 تغییر ایدئولوژی داده بود و از چارچوب اسلام خارج شده بود، منافق نام گرفتند، دست بردن به اسلحه و جنگ مسلحانه با نظام، پیمان بستن با رژیم صدام و همكاری با وی در تجاوز به ایران و... نشانه های آشكاری بود كه انطباق واژه نفاق را براین گروه قطعی می كرد.


اما به تدریج، نظام اسلامی دیگر مخالفانی پیدا كرد كه گروه های تندرو تمایل داشتند آنان را نیز در چارچوب منافقین قرار دهند و به همین رویه با آن ها برخورد كنند.

جریان ملی – مذهبی و به خصوص نهضت آزادی اولین گروه در این چارچوب بود كه با وجود فضاسازی های صورت گرفته و به رغم این كه این گروه مخالف شخص امام خمینی(ره) بود و تصمیمات و عملكرد سیاست گذاری جمهوری اسلامی را به صراحت زیر سوال می بردند امام خمینی(ره) در برابر فشارهای جریان چپ مبنی بر برخورد و تصفیه با آن ها ایستاد و صرفاً حضور آن ها را در حاكمیت ممنوع كرد، پس از ارتحال امام خمینی(ره) رهبری انقلاب نیز با ارسال پیام های تسلیت به مناسبت در گذشت مهندس بازرگان و دكتر یدا... سحابی، آن ها را انسان های متدین دانستند كه اگرچه در ایدئولوژی تفاوت های مهمی با دیدگاه امام خمینی (ره) و انقلاب دارند، اما نمی توان آن ها را در زمره منافقین یا بی دینان جای داد.

باز هم گروه دومی كه متهم به نفاق شدند، جریان سنتی محافظه كار بودند كه از سوی امام خمینی (ره) جریان متحجر نام گرفتند. جریان چپ تلاش فراوانی به خرج داد كه این گروه را با برچسب اسلام آمریكایی متهم به نفاق كرده و پاكسازی كنند، اما باز هم این مقاومت امام خمینی(ره) بود كه در فضای رادیكال جامعه در زمان جنگ و با وجودی كه انتقادات صریحی نسبت به دیدگاه های سنتی این طیف كه چهره هایی چون آیت ا... خزعلی، آیت ا... یزدی و مرحوم آیت ا... آذری قمی را در خود جای می داد، در مقابل هجمه جریان چپ به این گروه، آنان را مجتهدانی متدین و متشرع بخواند و بر حضور آنها در مصادر مهمی چون شورای نگهبان و جامعه مدرسین صحه بگذارد.

پاسخ سرشار از عطوفت امام به نامه آیت ا... آذری قمی* درباره خود روزنامه رسالت نقطه اوج این مقاومت محسوب می شود.

پس از دوران امام خمینی(ره)، گروهی از افراطیون همواره سعی داشتند كه مخالفین خود و مخالفین رهبری را به نفاق متهم كنند كه در این چارچوب، پس از پروژه برخورد با آیت ا.. منتظری، جریان تكنوكراسی غیر دینی، جریان روشنفكری مخالف حكومت دینی، جریان اصلاح طلبان تندرو، جریاناتی بودند كه متهم به نفاق و بی دینی شدند و تلاش در جهت حذف آن ها از جامعه ایران صورت گرفت، ویژگی مشترك این جریانات مخالفت با بخش یا كل عملكرد رهبر انقلاب بود. در این میان بسیاری از شخصیت های نظام اگرچه به دیدگاه ها و مواضع این گروه و افراد مخالف بودند، اما برخورد حذفی با آنان را در سطح جامعه مناسب نمی دانستند و حداكثر بر منع ورود این طیف به حاكمیت معتقد بودند.

اما از چهار سال گذشته و با به قدرت رسیدن دولت نهم، نوع دیگری از متهم كردن به نفاق و بی دینی در جامعه ما باب شده است، از یك سو حامیان افراطی دولت نهم هر جریانی را كه همراهی كامل با آن ها نداشته باشد، متهم به نفاق می كنند و در این چارچوب علاوه بر جریانات متفاوت نظیر خاتمی و هاشمی، حتی جریانات اصولگرا شامل جمعیت ایثارگران (فدایی) یا احمد توكلی، محسن رضایی و حسین شریعتمداری به جهت برخی انتقادات متهم به نفاق شدند و از این سو نیز پس از به اوج رسیدن جریان مشایی و زاویه پدید آمده میان دكتر احمدی نژاد و رهبر انقلاب، برخی اصولگرایان افراطی جریان احمدی نژاد را متهم به نفاق می كنند.

حوادث پس از انتخابات نیز بر شدت این برچسب زنی افزوده است و اكنون دیگر سطح تعیین منافق از سطح رهبری و چهره های شاخص سیاسی، به سطح پیاده نظام این گروه ها و نوباوگان عالم سیاست تنزل پیدا كرده است و اكنون، هر از راه رسیده ای به صرف آن كه خود را در پایگاه قدرت احساس می كند، به صدور فتوای تعیین منافق می پردازد. البته دست قضا موجب شده است كه تا بسیاری از آنان كه بی محابا با دیگران را به نفاق و بی دینی متهم می كردند، اكنون از سوی نیروهای افراطی تر یا افراطی با زاویه ای متفاوت متهم به نفاق شوند كه امثال كیهان و جمعیت ایثارگزان را می توان در این گروه ارزیابی كرد.

در ادبیات امروز این گروه، "منافق جدید" تعبیری است كه برای سهولت كار به كار برده شده و از آن چنین مفاهیمی برداشت می شود:
1.    متنقد برخی عملكردهای دكتر احمدی نژاد، یا جریان اصولگرای افراطی
2.    منتقد كل عملكرد دولت و اصولگرایان افراطی
3.    رقیب درونی جریان اصولگرایان حاكم
4.    اصلاح طلبان میانه رو پایبند به قانون و رهبری
5.    اصلاح طلبان تندرو مخالف رهبری و پایبند به حاكمیت نظام
6.    مخالفین متدین نظام

همان گونه كه مشخص است، بین این گروه ها كه منافقین جدید نام گرفته اند و گروه هایی كه مخالفین بی دین نظام هستند كه منافقین اولیه نام دارند، تفاوت های چشمگیری وجود دارد و میان گروه های مذكور نیز اختلافات چشمگیری وجود دارد، حتی درباره هر یك از این طیف ها نیز نمی توان یك نوع قضاوت داشت، اما با فراگیر شدن اپیدمی مطلق گرایی و سرایت آن از رئوس فرقه مطلقه به گروه های مرتبه پایین این فرقه، هر یك از آن ها با مطلق پنداشتن خویش، به خود این اجازه را می دهد كه در مقام تعیین حق و باطل و مومن و منافق قرار گیرد و به آسانی دیگران را به نفاق متهم می كنند.

اما اگر دوباره معیارهای نفاق را مرور كنیم، می بینیم تدین و پایبندی به احكام دین، یكی از مهمترین شرایطی است كه وجود آن ها نافی نفاق است و به هیچ عنون نمی توان كسانی را كه حتی مخالف رهبری و نظام هستند، اما متدین و پایبند به شریعت می باشند، متهم به نفاق كرد.

البته از آن رو كه این طیف التزام عملی به ولایت فقیه ندارند، می توان حضور آن ها در حاكمیت را ممنوع كرد، همانگونه كه امام خمینی(ره) با نهضت آزادی كرد، اما مجوزی در جهت برخورد فیزیكی یا سلب حقوق مدنی از آن ها نخواهد بود و اتفاقاً خود را بر جای خدا نشاندن و مصدر تعیین بهشت و جهنم شدن برای افراد است كه خطر لغزیدن به شركت و نفاق را افزایش می دهد. همانگونه كه بارها در قرآن تصریح شده است، خداوند مومنان را نیز حتی از قضاوت درباره سرنوشت گروهی از منافقان برحذر داشته و ذات لایزال ربوبی را مرجع تعیین عذاب، یا در گذشتن از گناهانشان می داند.

پس بیراه نخواهد بود كسانی كه خود را در مقام خداوندی می دانند، بیشتر نزدیك به نفاق بدانیم تا كسانی كه صرفاً در بخشی یا كل سلیقه سیاسی متفاوتند.

سنت نبوی، سیره ائمه شیعه و چارچوب فكری امام خمینی(ره) و رهبر انقلاب، به شدت ما را از رویه حاكم در فضای سیاسی فعلی جامعه و بخشی از حاكمیت نهی می كند.


پی نوشت:

*. متن كامل نامه امام خمینی(ره) به حجت الاسلام آذری قمی:

بسمه تعالی

 

 
جناب حجت الاسلام آقای آذری قمی - دامت افاضاته
 
با سلام و دعا، من همیشه به شما علاقه مند بوده و هستم ؛ و هرگز هم در ذهنم نیست كه خدای ناكرده جنابعالی كاری برخلاف اسلام بنمایید. شما از چهره های فاضل و مبارزو دلسوخته انقلاب می باشید. شما با نوشتن مطالب و مقالات خوب در تلاشید تا مردم رابه راه صحیح راهنمایی نمایید.
 
من در مورد روزنامه رسالت و جامعه محترم مدرسین - ایدهم الله تعالی - حرفی نمی توانم بزنم . هر طور خود و جامعه صلاح دانستید عمل كنید. اگر در این زمینه ها حرفی زده ام و یا چیزی نوشته ام ، آنگونه كه مصلحت تشخیص داده ام عمل كرده ام . خداوندجنابعالی را برای یاری اسلام و مسلمین حفظ فرماید. والسلام علیكم .
 
28/6/67
روح الله الموسوی الخمینی

 


نظرات بینندگان:

واقعا نكات مثبت و روشنگری را مد نظر قرار داده اید
یاد روز قدس افتادم كاه یك روحانی پشت تریبون به زمین و زمان و هركس كه پشت آنها حركت نمیكرد میگفت منافق
واقا خودبینی و قضاوت در مورد بندگان خدا از جایگاه خودپسندی چه اوضایی را ایجاد می كند
خدایا به همه ما بصیرت عطا فرماید

کد: 38270 | 18 مهر 1388 ساعت 12:02

اتفاقا یكی از راههای نابودسازی یك اندیشه و تفكر ،دفاع غلط،خشن و بدون منطق از آنست.یكی از مشكلات اصلی امروز اینست كه آقایان هر كس را كه چون آنان نیندیشد منافق می نامند.

کد: 38138 | 18 مهر 1388 ساعت 10:08

اتفاقا یكی از راههای نابودسازی یك اندیشه و تفكر ،دفاع غلط،خشن و بدون منطق از آنست.یكی از مشكلات اصلی امروز اینست كه آقایان هر كس را كه چون آنان نیندیشد منافق می نامند.

کد: 38137 | 18 مهر 1388 ساعت 10:08

ایا اهل سنت كه به ولایت اعتقاد ندارند منافقند؟؟؟؟ ایا این نظر گروه خاصی از شیعیان نیست

کد: 38104 | 18 مهر 1388 ساعت 09:34

منافقین جدید چه كسانی هستند : فواد صادقی

کد: 37829 | 17 مهر 1388 ساعت 21:47

نگران نباش فواد جان دیری نمیگذرد گروهی میایند احمدی نژاد واطرافیانش را به جرم نفاق به سلابه میكشند

کد: 35869 | 15 مهر 1388 ساعت 11:47

همین حسین شریعتمدار عزیز پدر منافق شما را درآورده

کد: 35130 | 14 مهر 1388 ساعت 15:44

نفاق ابعادفراوانی دارد و باگذشت زمان وپیشرفت علم روز بروز هم ابعادآن گسترش می یابد ، منافق بنا بر آیات و روایات و احادیث فراوانی كه از معصومین داریم و امام خمینی (ره) هم فرمود از كافر بدتراست چون كافر ماهیتش و هدفش واقداماتش مشخص است وآن دشمنی با اسلام و مسلمین است و می توان با او خیلی راحت مقابله نمود اما منافق چهره های متفاوتی از خود نشان می دهدكه هریك ممكن است با دیگرچهره اش متفاوت باشد و این یعنی جریان نفاق ، منافق به ظاهر مسلمان است وحتی خودش را آنقدر مسلمان ومومن و دوآتشه معرفی می كند و خودرا آنچنان تطهیر می كند كه ممكن است هر كسی راتحت تأثیر قراردهد مگركسانی راكه دارای بصیرت و كیاست و سیاست دینی باشندو بتوانند رفتارها و اقدامات را (نه ظاهرسازی و فریب و نیرنگ را) تجزیه و تحلیل نمایند ، منافق براساس شرایط و موقعیتها و برای رسیدن به اهداف پلیدخود هر روز چهره جدیدی از خود به نمایش می گذارد ، یك روز منافع خودش و جریانی كه نمایندگیش را می نماید، اقتضاء می كند كه سكوت كرده و باسكوت خود از خط منحرف خود و حامیانش حمایت كند ، روزی دیگر سكوت كاربردندارد وباید فریاد كند ، باچرخش مواضع و كسب وجهه و جذب قلوب سعی در بازگرداندن خط انحراف و نفاق به جریان خودش می نماید ، یك روز رهبری و ولایت عامه مسلمین را خار سر راه خود دانسته وبا شیطنت ها و خباثتهاو بد طینتی هاو عنوان كردن شورای رهبری و .... سعی در تضعیف و حذف او دارد و روزی دیگر بانتیجه نگرفتن ازآن برای ترمیم چهره آسیب دیده خود یكباره پیرو ، مرید و منقاد و مبلغ رهبری می شوند و ولایت را لازمه حفظ كشور وانقلاب می خواند ،‌ یك روز با همراهی وهمسوئی بامخالفان و معاندان انقلاب وكشور هم صداشده و تعریف و تمجید همه استعمارگران و استثمارگران و ابرقدرتهای پوشالی و عروسكهای خیمه شب بازی آنان درخاورمیانه و اقصی نقاط عالم را برای خود خریده وصدالبته از كمكهای بی دریغ و میلیاردی آنان بهره مند و منتفع می شود و رسانه های شیطانی آنها را با خود همسوكرده و از تعریف و تمجید و به به و چه چه آنان برخوردار می شود ولی روزی دیگر با چرخش موضع آنان را از خود رنجانده و به آنان (به زعم آنها) خیانت می كند ولی دشمنان با نگاه دشمنانه خود شاید این شیوه های جدیدو چهره های جدید نفاق را نمی شناسندو فكر می كنند به آنها خیانت شده ولی نمی دانند كه دایره نفاق خیلی فراتر و وسیع تر از اینها است و هر آن ممكن است باز هم آنها را دركنارخود ببینند ، منافق یك روز دم از قانون و شرع و پایبندی خود به آنها می زند ولی چون موقعیت اقتضاكند همه آنها را زیر پا گذاشته و خود را فراتر از هرقانونی می داند و نشان می دهد كه قانون را فقط برای خودو به نفع خود می خواهد .
جریان نفاق را نمی توان با این چندخط تشریح كرد بلكه اینهاشمه كوچكی از تناقضات و شیوه های آنها بودو نشان دادن ماهیت آنان هزاران بار بیش از این به فرصت نیازدارد كه پس از آن باز خواهیم دید كه نتوانسته ایم منافق را كامل معرفی نمائیم ، برای همین است كه همه بزرگان گفته اند منافق از كافربدتراست و در دوزخ كافران از حضورمنافقان درعذاب و سختی بیشتری خواهند بود و ازخداوند درخواست می كنند كه منافقان را ازآنها دوركند .
پروردگارا تو خودت همه مارا از شرشیاطین جنی و انسی و به خصوص از افتادن در دام و دایره نفاق محافظت بفرما و انقلاب و كشور و مقام عظمای ولایت را مقتدرانه بر همه مشكلات و برهمه دشمنان داخلی وخارجی موفق وپیروز بفرما وسایه بلندمرتبه حضرت آیت الله خامنه ای را برسر همه مسلمین مستدام بدار وانقلاب مارا به انقلاب جهانی حضرت مهدی (عج) باظهور حضرتش متصل بفرما ،
آمین یا رب العالمین والعاقبه للمتقین
سیدمرتضی سرابی - مشهدمقدس

کد: 34698 | 14 مهر 1388 ساعت 09:59

ولایت فقیه یعنی وحدت ، متأسفم برایتان

کد: 34542 | 14 مهر 1388 ساعت 08:29

سلام. درباره "تدین و پایبندی به احكام دین، یكی از مهمترین شرایطی است كه وجود آن ها نافی نفاق است و به هیچ عنون نمی توان كسانی را كه حتی مخالف رهبری و نظام هستند، اما متدین و پایبند به شریعت می باشند، متهم به نفاق كرد.
" اشتباه كرده اید.اگر جمله بالا اعتقادی باشد با مبانی اسلام سازگار نیست. تدین و شریعتمداربودن در درجه نخست یعنی ولایت پذیری. توضیحی دارید؟ این نظر را نمایش می دهید؟

کد: 33398 | 13 مهر 1388 ساعت 09:21

بسمه تعالی
بنده اهل سیاست نیستم ولی معتقدم بیشتر سیاسیون منافقند .اگر آقایان موج سبز عقیده واقعی خود را در مورد دین ، امام وحكومت دینی بصورت شفاف بیان نمایند، قطعا یا مذهبی ها از كنارشان طرد خواهند شد ویا افراد غیر مذهبی كه هم اكنون پشت سر آقایان پناه گرفته اند . آیا سكوت و عدم شفاف سازی برای حفظ انسجام به منظور رسیدن به قدرت در آینده نیست؟ آیا رفتار دو پهلوی آقایان هیچ شباهتی طرفداران واقعی امام دارد كه خود را خط امامی میدانند.راستی مگر مدیری برای خدا موش گرفته است!!!!!!!!!! كه فكر می كنید این همه هزینه از دین واعتقادات مردم برای خدا است .شك نكنید، شعار حسین حسین ابزاری برای رسیدن به اهداف تشنگان قدرت است. چه اینور وچه اونور
شما هم بخاطر دنیای دیگران آخرتتون رو نفروشید. ببخشید مطلع شدم این سایت هم اینقدر بی طرف نیست . دهاتی

کد: 33394 | 13 مهر 1388 ساعت 09:19

هوالمحبوب
من متوجه نمی شوم چرا مفهوم به این سادگی را فواد صادقی متوجه نمی شود و سعی می كند با دسته بندی های خاص خود عموم جریانات را در دسته بندی منافقین جدید بیاورد تا به زعم خود وقتی دایره آنچنان گسترده شد در اصل موضوع ایجاد تردید كرده و در نهایت خود را از زیر بار اتهام نفاق خارج سازد نفاق به زبان بسیار ساده این است كه شما مدعی پیروی از ولایت امر مسلمین می شوید شما مدعی پیروی از قانون می شوید شما دم از خون شهدا دم از دین داری دم عدالتخواهی و... می زنید اما چنین نمی كنید در ظاهر یك چیز می گویید در باطن هم فكرتان و هم نتیجه عملتان خلاف ادعایتان می باشد اما بازهم قبول نمی كنید به زعم ما شما داری درجه بالایی از نفاق هستید با همه مشخصات نفاقش البته این مشكل افرادی مثل محسن رضایی است كه برای حضور در فضای سیاسی كشور افرادی همانند شما را وارد عرصه این بازی كرده و در طی مسیر خود نیز بازی خورده یا بازی گردان این جریان نفاق گردیده است . البته بنده می دانم مثل دهها نقد بنده و دیگر دوستان شما این نظرا را هم تایید نمی كنید اما بنده فقط ادای تكلیف كرده و می گویم آقای فواد بدانید ما نفاق جدید را كاملا در رصد خود داریم و از همه راه كارهای قانونی برای برخورد با این جریان نفاق استفاده می كنیم و معتقد به مبارزه فرهنگی با جریان نفاق جدید هستیم .

کد: 33305 | 13 مهر 1388 ساعت 08:02

مقاله تان جالب است بخصوص استفاده از آیات شریفه قرآن ، كه امیدوارم با رجوع به روایات صحیح معصومین ، روش خود را تكمیل كنید و از این پس در مقالاتتان از همین روش استفاده كنید چرا كه به فرموده پیامبراكرم با تمسك به این دو وزنه : قرآن و اهلبیت ، هرگز گمراه نخواهیم شد.
ایدكم الله
ضمنن درود میفرستم بر كامنت دهندگان ساعت 21:53 روز10مهر و ساعت 8:10 و 14:02 روز11مهر
با خواندن نوشته های پرمغز ، نیرویی تازه میگیریم. خداوند بر هدایت همه ما بیفزاید.

کد: 33021 | 12 مهر 1388 ساعت 20:53

برای این نظردهندگان متاسفم كه با با مطالعه این مقاله كه به زبانی ساده نوشته شده است هنوز نفهمیده اند كه مخالفت با قانون یا ولایت فقیه به معنای نفاق نیست.
كه اگر اینطور بود شما وكسانی كه میپرستیدشان باید در زمان امام خمینی منافق اعلام میشدند.
هركسی كه بگوید انتخابات سالم نبوده منافق است وهركسی كه بگوید درود برمحمود ودر تنفیذ شركت كند عابد وزاهد حتی اگر بامینی ژوپ تنیس بازی كند وباندفساد در امور سینمایی راه بیاندازد.
اگر نمی دانید بدانید كه بزرگانی نظیر حضرت آیت الله جوادی آملی وحضرت آیت الله مجتبی تهرانی كه امثال شما وائمه جمعه وجماعتان به اندازه یك نگاه این حضرات دین شناس نیستید هنوز شبهات جدی در انتخابات دارند.
براستی داستان شما همان كسانی است كه به خانواده پیامبر خارجی می گفتند وامیرالمونین را متهم به تفرقه در مسلمین می كردند.
مومنان اهل مجادله وافترا ودروغ ودست اندازی به بیا المال وریختن خون مسلمان وكهریزك نیستند.
به خود بیایید پیش از آنكه زمان بگذرد كه هم در دنیا ذلت وخزلان در نتظار شماست وهم در آخرت عذاب الیم .

کد: 32156 | 12 مهر 1388 ساعت 09:58

ظاهرا این حضرات تمامی افراد خارج از فرقه مطلقه را منافق می دانند ومثل آنان فردای بود كه برخلاف مسیر در بزرگراهی می رفت كه از رادیو شنید دیوانه ای برخلاف مسیر در حال رانندگی است با خود گفت این كه یك دیوانه نیست همه دیوانه شده اندحال حكایت آقایان است كه همه بزرگان علما مراجع پیشكسوتان جنگ و مسئولان انقلاب و خانواده های شهدا را كه با كشتن وزدن وبگیر وببند موافق نیستند را متهم به نفاق می كنند نه برادران خوب نگاه كنید این كارها را چه كسی كرد آیا اول دست فرقه رجویه به این جنایات باز نشد پس طولی نخواهد كشید كه فرقه مطلقه هم پا در جای پای فرقه رجویه می گذارد

کد: 32128 | 12 مهر 1388 ساعت 09:37

جناح چپ هیچگاه جناح راست را منافق ننامیده است بلكه بیشتر در زمره متحجرین دسته بندی كرده كه این موضوع در دهه اول بر نظرات امام هم متكی بود.ولی كسانی در همین جناح راست علیرغم داشتن مسئله با امام رقبای خود را منافق می نامیدندحتی برخی از یاران نزدیك امام را مسلمان نمی دانستند .متاسفانه اینها با این تلقی ها ی غلط امروز میداندار هستند.

کد: 32093 | 12 مهر 1388 ساعت 09:22

آقای صادقی! بابا اینا خودشون همینجوری .... داره میسوزه. بیشتر از اون جزغاله شون نكن!!!!

کد: 31552 | 11 مهر 1388 ساعت 16:34

احسنت،واقعا تحلیل موشكافانه ای بود،اگر هنوز كسی حاكمان منافق را نشناسد،وای به حالش...

کد: 31506 | 11 مهر 1388 ساعت 16:02

منافق كسی است كه با همه مشكلاتی كه این مملكت داره بازم میگه مگه مملكت ما بحران داره كه بخواهیم از اون رد بشیم ؟!!!!
البته اینطوری كه داریم پیش میریم چند وقت دیگه افرادی پیدا میشن میزنن رو دست این منافق های جدید، اون وقت باید بگیم خدا بابای منافق های قدیم رو بیامرزه !!!!

کد: 31426 | 11 مهر 1388 ساعت 15:05

آقای صادقی برادر جان لازم نیست برای انتقاد از دولت به اخباری گری روی بیاری. می دانی اخباری گری خود زمینه طالبانیسم می شود. همه افتخار حوزه های علمیه یكصد سال اخیر اصولی بودن آنان است . عزیزم از دولت انتقاد كن این حق شماست . اما خودت را در وادی اخبارگری مهلك نینداز.

کد: 31385 | 11 مهر 1388 ساعت 14:35

با تشكر از اینكه كلی تایپ كردم و شما كامنتم رو نگذاشتید!!!!!

کد: 31353 | 11 مهر 1388 ساعت 14:11

خیلی خوب بود. خدا شما را در ارائه تحلیل های بهتر و عمیق تر یاری فرماید انشاالله. یك نكته بسیار جالب این بود كه نویسنده برای معرفی منافق و تشخیص آن از غیر منافق از آیات قرآن بهره جست و نه از كلام انسانهای غیر معصوم. ولی كمی كوتاه بود. شاید اگر این موضوع را در چند قسمت و به تفصیل تر و با پژوهش بیشتر انجام دهید بسیار مفیدتر و سازنده تر باشد. ما در این بحران های سیاسی و اجتماعی شدیدا نیاز داریم كه به قرآن پناه برده و از قرآن راه درست و مستقیم را فرا بگیریم. خدا یارتان باشد انشاالله

کد: 31334 | 11 مهر 1388 ساعت 14:02

موافقم

کد: 31326 | 11 مهر 1388 ساعت 13:59

سلام. تحلیل جالبی بود اما به شدت ناقصه. بهتره یك نگاه به برخی دیگر از آیات قرآن و به خصوص روایات بكنید تا خصوصیات منافقان را دریابید. البته این درسته كه باید از بیماری برچسب‌زنی در جامعه پرهیز كرد

کد: 31320 | 11 مهر 1388 ساعت 13:57

سلام آقای صادقی
از بابت مطالب بسیار بجا و شفافتان بسیار ممنونم. اینكه خطر "فرقه مطلقه "و" نفاق انگاشتن مردم "را یادآوری و تفسیر می نمایید نشان از بینش عمیق تان را می رساند.با شناختی كه از شما در دانشگاه دارم انتظار غیر از این نیست.مستدام و پایدار باشید.
محمدی

کد: 31255 | 11 مهر 1388 ساعت 13:21

م.ا و ح.ش و ... /

کد: 31130 | 11 مهر 1388 ساعت 11:57

احسنت ...

کد: 31046 | 11 مهر 1388 ساعت 10:33

برادر عزیز جناب اقای صادقی
احسنتم البته اینجانب از گذشته ها نیز بر ای باور بودم كه متولیان ارشد نظام بنا بر این باور كه به مصلحت نظامی كه انان انرا هدایت می كنندنمی باشد كه افرادی كه با انها هم سلیقه نیستند وارد نظام شوند بهمین دلیل بدون هیچ دغدغه ومستندا به تكلیف شرعی خود نتیجه انتخابات دگرگون می كنند .البته با این تفاوت كه در زمان حیات امام (رض)ایشان شهامت این را داشتند كه بصورت اشكار گروهی را از ورود به حاكمیت محروم نماید اما كنون چنین شهامت ها را نمی بینیم .

کد: 31031 | 11 مهر 1388 ساعت 10:25

برادر عزیز جناب اقای صادقی
احسنتم البته اینجانب از گذشته ها نیز بر ای باور بودم كه متولیان ارشد نظام بنا بر این باور كه به مصلحت نظامی كه انان انرا هدایت می كنندنمی باشد كه افرادی كه با انها هم سلیقه نیستند وارد نظام شوند بهمین دلیل بدون هیچ دغدغه ومستندا به تكلیف شرعی خود نتیجه انتخابات دگرگون می كنند .البته با این تفاوت كه در زمان حیات امام (رض)ایشان شهامت این را داشتند كه بصورت اشكار گروهی را از ورود به حاكمیت محروم نماید اما كنون چنین شهامت ها را نمی بینیم .

کد: 31026 | 11 مهر 1388 ساعت 10:24

طبق نظر معصومین ما نشانه منافق سه صفت است..دروغگویی...عدم وفای به عهد....خیانت در امانت.......//////با این نشانه ها راحت میتوان منافق را شناخت.....

کد: 31015 | 11 مهر 1388 ساعت 10:19

مقاله بسیار جالبی است. توصیه می شود در باره ان تعمق گردد. منافقیت همیشه در طول تاریخ خود را در منتهای چپ ( انقلابی خالص ) و بقیه را همیشه در سمت راست خود تا نقطه مقابل ( ضد انقلاب خالص ) می دیدند. قابل مقایسه با وضع موجود.

کد: 31001 | 11 مهر 1388 ساعت 10:09

یكی از خطرناكترین انحرافاتی كه در سالهای اخیر در كشور مرسوم شده است، بحث "مصداق سازی" میباشد. هر گروه سیاسی برای از میان به در بردن رقبا، گروههای رقیب را مصداق طلحه و زبیر و معاویه معرفی كرده و گروه خود را مصداق امیرالمومنین معرفی میكند. و مردم نا آگاه را برای برپایی جنگ جمل جدید فرامیخواند!
و یا بعنوان مثال جنبش سبز را مصداقی از "انقلاب مخملی" مینامند و خودشان را مصداقی از حق و صراط مستقیم معرفی میكنند.  
درحالیكه حضرت علی (ع) در جنگ جمل به یكی از اصحابش فرمودند: "حق در قامت افراد شناخته نمیشود. ابتدا حق را بشناس سپس اهل حق را خواهی شناخت". یعنی اگر كسی خود و یا گروهش را حق معرفی كرد و رقیبش را باطل معرفی كرد، در واقع در حال فریب مردم است. باید برای شناخت نزدیكی یا دوری هر گروهی به حق، عملكرد و خصلت های آن گروه را ارزیابی كرد، نه اینكه از روز اول انگ و تهمت به آن گروه چسباند و بر مبنای آن انگ و تهمت قضاوت كرد.
در كشور ما، همه مردم (اعم از مردم و مسئولین) غیر معصوم هستند. و اكثر قریب به اتفاق فعالین سیاسی نیز دلسوز كشور هستند و در حد توان و فهم خود، دوست دارند آنچه را درست میدانند عمل كنند و بنا ندارند كشور را به نابودی بكشانند. معنای سخن بالا این است كه هیچ شخص و گروهی در كشور ما حق مطلق نبوده و هیچ شخص و گروهی نیز باطل مطلق نمیباشد. نه كسی نعوذ بالله حضرت علی (ع) است و نه كسی طلحه و زبیر است.
اگر میخواهیم ببینیم ویژگیهای كدام گروه به منافقین نزدیك تر است، بهتر است ویژگیهای منافقین را از آیات و روایات استخراج كنیم و سعی كنیم از افرادی كه این خصوصیات نفاق را دارند دوری كنیم. البته بنظر من بهتر است قضاوت در مورد منافق بودن یك فرد را به خداوند بسپاریم و تهمت نفاق را به هیچكس نزنیم.
بر طبق آیات و روایات، سه ویژگی زیر از مهمترین خصوصیات منافقین میباشد:
1. دروغ گویی در گفتار
2. خیانت در امانت
3. خلف وعده
خداوند همه ما را به راه راست هدایت كند.

کد: 30864 | 11 مهر 1388 ساعت 08:10

فواد جان به جای این حرف ها بزن تو گوششون. تا كی می خوای "دفاعیه" سر بدی؟؟ دیگه وقتشه حمله كنی!!!

کد: 30763 | 10 مهر 1388 ساعت 23:25

فكر میكنم مصداق منافق اون كسی كه ادعای وحدت میكنه و بعد به بدترین شكل ممكن منتقدین رو سركوب میكنه بعدشم میگه مسولیتش با خودشون .

کد: 30762 | 10 مهر 1388 ساعت 23:19

منافق - ریاكار - زبون باز- ستمگر - ظالم-دروغگو و00000خصایصی است كه در بعضی از اشخاص به وفور رویت میشود!!وقتی كه گفتار و رفتار آنها اینقدر با هم تناقض دارد چه دلیلی میتواند داشته باشد!؟
سوءاستفاده از هر طریق!! كلاهبرداری از معنویات و باورهای دینی مردم با حفظ كردن فقط چندآیه ویا حتی دعا و اصرار به ظهور منجی عالم كه حضور مباركش در این دنیا به نابودی همین افراد خواهد انجامید!! بنظر شما آدم عاقل برای نابودی خودش دعا میكند!؟ خیر او فقط میخواهد در ذهن ساده اندیشان این را القاء كند كه آدم خوبی است!!!!!! و همیشه !!منتظر ظهور امام عصر(ع)میباشد!
چرا این افراد رابطه خوبی با نخبگان و خواص و علما و افراد تحصیل كرده ندارند!؟ چون نمیتوانند سر آنها كلاه بگذارند!! چون وقتی كسی با بالاتراز خودش نشست و برخواست كند تمام معایبش بزودی برملا شده ودستش رو میشود!! پس مجبور است با افرادی بیسوادتراز خودش معاشرت كند كه نزد آنان نخبه بحساب آید!!!!!
یك لحظه تمامی اسامی را فراموش كنید و كوررنگی!!مزمن بگیرید!!! اوضاع چگونه است!؟ فكر كنید شما در درگاه خداوند ایستاده اید و قرار است از شما سوال و جواب شود.اگر در مقابل یك پاسخ شما ندایی محكم آید كه مطمئن هستی!؟ آیا باز هم خواهید گفت كه آری!؟ یا قرار است آن موقع كمی بیشتر فكر كنید!؟ صادقانه بگویم كه آنموقع دیر دیر است!! همین الان فارغ از حزب و گروه و جاه و مقام فكر كنید كه چه چیزها و چه كسانی را هزینه آخرت خود میكنید كه ارزشش را ندارند!؟در ایران واقعا هیچكس عزیزتر از امام خمینی(ره) نخواهد شد!!! حالا شما در چه جایگاهی خود را میبینید كه با خانواده ایشان اینگونه رفتار میشود!!!فكر میكنید همین آقایان اگر روزی برخلاف میلشان حرفی بزنید با شما چكار خواهند كرد!! مطمئنا سریعا حذف میشوید!
چشمها را باید شست...........! خداوند از رگ گردن به شما نزدیكتر است!!!!!!!به او كه دیگر نمیتوانید دروغ بگویید!!! امیدوارم حضرت حق ما را در بین منافقین قرار ندهند !!!! ان شاءالله. مابقی زیاد مهم نیستند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

کد: 30747 | 10 مهر 1388 ساعت 22:40

شما احمق نیستید اما منافق هستید راستی چه كسی بود كه در اواخر عمر پر بركت خویش فریاد برآورد كه تا من زنده هستم نخواهم گذارد لیبرال ها دین و ایمان این مردم را بر باد دهند ؟؟ لیبرال ها در منش وی چه كسانی بودند راستی مگر در منظر اسلام منافق را تا زمانی كه دست به سلاح نبرده از هستی ساقط می كنند كه می گویید امام منافقین را فقط رجوی می دانست نه خیر در منظر اسلام منافقین را باید افشا كرد و همین مسیری است كه برای افشای شما منافقین و همپالگی هایتان در صحنه سیاست كشور باید نوردید و راستی عدم اطاعت از ولی فقیه مگر جز نفاق نام دیگری هم دارد؟؟

کد: 30739 | 10 مهر 1388 ساعت 22:33

باسلام
انصافاً مطلب علمی، دقیق و موشكافانه‌ای بود. امید است این قبیل مطالب آموزنده كه خطوط اساسی انحراف افراد را مشخص می‌كند افزایش و گسترش یابد. از نویسنده محترم تشكر می‌كنم.

کد: 30722 | 10 مهر 1388 ساعت 22:09

آدمهای این طیف كه شما می فرمایید همه تاكید دارند كه به قانون اساسی ملتزمند و در نتیجه در چارچوب قانون اساسی، به ولایت فقیه التزام دارند. مشكل این است كه حكومت و اصولگرایان چون قدرت را در دست دارند تاكید دارند كه اختیارات ولی فقیه محدود به قانون اساسی نیست و ولی فقیه می تواند خلاف قانون اساسی عمل كند. حالا اگر كسی با این برداشت غیر حقوقی و مستبدانه و اعمال خلاف قانون اساسی مخالفت كند، التزام به ولی فقیه ندارد و می توان حضور آنها در حاكمیت را ممنوع كرد؟ شما این حق را از كجا آورده اید كه عده ای را از حق وكالت مردم برای انجام امورشان محروم كنید؟ حتی اگر كسی مخالف بخش هایی از قانون هم باشد، هیچ مجوزی وچود ندارد كه او را از حق انتخاب شدن و مردم را از حق انتخاب كردن او محروم كرد.

کد: 30715 | 10 مهر 1388 ساعت 21:53

چه تحلیل ایكی . یعنی می خواهید بگید كه حسین شریعتمداری ادم خوبی است؟؟؟؟؟ متاسفم براتون

کد: 30671 | 10 مهر 1388 ساعت 20:10


نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
* متن نظر: